منصور سيد سجادى

96

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

را مطابق با محل تاريخى و باستانى آن تعيين كرده است . به سخن ديگر ، مىتوان گفت كه شهر معروف تاريخى و اسلامى مرو در جاى مرو اوستايى بنا گرديده است . بجز ونديداد ، نام شهر مرو در بخشى ديگر از اوستا يعنى يشت دهم يا مهر يشت نيز آمده است 4 طبق نظر همين پژوهشگر ، دو فهرست موجود از شهرهاى اوستايى ؛ يعنى فهرست مذكور در فصل نخست ونديداد و فهرست مذكور در مهريشت داراى دو طبيعت كاملا جداگانه‌اند . درحالىكه فهرست ونديداد به تشريح سرزمين‌هاى اشغال شده از سوى قبايل آريايى - زمانى كه هنوز اين خويشاوندان آريايى عليه يك‌ديگر مىجنگيدند - از شمال به جنوب مىپردازد ، در مهريشت نگاه خيرهء ميترا متوجه سرزمين‌هاى ايشكاتا / Iskata ، پاروتا / Paruta ، مرجانا / Margiana ، آريه / Areia ، سغديانا / Soqdiana و خوارزم از جنوب به شمال است ؛ يعنى آن سرزمين‌هاى آريايى قبايلى كه در اين زمان با يكديگر در صلح و آرامش بسر مىبردند 5 . بجز تاريخ مذهب ، مرو جايى درخور توجه در اسطوره‌ها و افسانه‌هاى ايرانى نيز دارد . نام اين شهر به دفعات در جريان داستان‌ها و وقايع ذكر شده در شاهنامه آمده است . كىخسرو در زمان تعقيب افراسياب تورانى به اين شهر آمده است . بنا به نظر شاهنامه در زمان پادشاهى كىكاوس شهر مرو وجود داشت ؛ چنان‌كه مرورود نيز در زمان سياوش وجود داشته است 6 . نام شهر مرو نه تنها در شاهنامه آمده بلكه در تعدادى ديگر از منابع ادبى فارسى هم ذكر شده است 7 . يكى از داستان‌هاى ادبى فارسى كه ريشه در زمان ساسانيان دارد ، داستان ويس و رامين است . به نظر مىآيد كه اين داستان در اصل به زبان پهلوى ساسانى بوده و نسخه اصلى آن حداقل تا سدهء پنجم هجرى باقىمانده بوده و در زمان حكومت طغرل سلجوقى فخر الدين اسعد گرگانى اين داستان را به فارسى جديد ترجمه كرده و به شعر درآورده است . نويسندهء معجم التواريخ زمان وقوع اين داستان را به دوران حكومت شاپور پسر اردشير ساسانى نسبت داده و اين زمانى بوده كه برادر رامين فرمانرواى مرو ، يعنى جايى كه داستان عشق بين ويس و رامين اتفاق افتاده بوده است . براساس نظر عبد الحسين زرين‌كوب مرو محل وقوع يكى از دلكش‌ترين